X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 19 مرداد‌ماه سال 1388
کیمیای آزادی(دفاعیات گنجی)

  

بسم ا...

 

معرفی یک کتاب با نام "کیمیای آزادی " از انتشارات طرح نو

دفاعیات اکبر گنجی در دادگاه کنفرانس برلین

  • بعضی قسمتهای کتاب گفت و شنود قاضی و متهم است و آقای گنجی هم مشتی استدلال ارائه می دهند از همانهایی که اصلا ربطی به بحث ندارد ولی در بحث قابل طرح است مثل اینکه از شما بپرسند این کتاب چه رنگی است ؟ بگویید اساسا طرح این سوال به فلان دلیل نادرست است . این قسمتها را که بی خیال شویم قسمت های دیگری هست که یا در دفاعیات و یا در ورق پاره های زندان آقای گنجی آورده شده و یا به شکلا دفاعیه یا به شکل افاضات و نظریه های ایشان است که به نظر من واقعا قابل تامل است که در اینجا برخی موارد آن را می آورم ولی با این توصیه که اگر کتاب را جایی دیدید حتما نگاهی به آن بیندازید چون برخی توضیحات را به دلیل طولانی بودن در اینجا نمی شود آورد .
  • ایشان در مصاحبه با اشپیگل حرف هایی زده که واقعا خواندنی است ، البته در بخشی از دفاعیه مدعی ترجمه نادرست است که در چند جمله صورت گرفته هرچند درباره یکی از این جملات روزنامه نگار هم همین را می گکوید ولی بقیه حرف ها خنده دار تر است و حتی دفاعیه ها هم بدتر از اصل حرف ها!!مثلا تیتر مصاحبه" امام خمینی به موزه سپرده خواهد شد " بوده آنوقت کلی توضیح می دهد که من قصد توهین ندارم خوب واقعا به موزه سپرده خواهد شد!!

البته مشکل ریشه دار تر از این حرف هاست متن مصاحبه را که می خوانی می فهمی این بنده خدا هم مثل برخی دوستانش بدجوری امام را نفهمیده است !!یعنی امام را نظریه پردازی تصور می کند که شبیه مارکس و ...حرفی زده تا چند سال دیگر هم کهنه می شود!!

  • در همان دادگاه (در صفحات بسیار خواندنی 88و 89)ایشان بحثی من باب ولایت فقیه دارند و حوزه اختیارات و نظرات را برای ایشان معلوم می کنند، خیلی جالب  است ، در همان کف اختیارات را هم که قبول می کنند دوباره چنان در آن بحث می کنند که بنده اینطور فهمیدم که کلا بله در همینها باید بگوییم چشم ولی چنان تبلیغ کنیم و مصاحبه کنیم که نادرست است و ما قبول نداریم که احدی عمل نکند!برای آن هم حرف های خودشان را که شاهدی بر این مدعاست در پایین آورده ام :

ایشان که در صحبتهای آلمان خود تهاجم فرهنگی را به سخره گرفته و از آن با نام "مرداب متعفن تهاجم فرهنگی  "یاد کرده  مدعی است که "اهانت به مقام رهبری جرم است ولی اهانت به نظریه ها و تحلیلها قانونا جرم نیست "

در جای دیگری می گوید "من هیچ گاه به مقام رهبری اهانت نکرده ام یعنی نه فحاشی کرده ام و نه نسبت به ایشان الفاظ رکیک استعمال کرده ام "

یا "عدم اعتقاد به نظریه ولایت فقیه مساله التزام نظری را منتفی می کند اما مساله التزام عملی را منتفی نمی کند ،دلیل التزام عملی اصل نظریه ولایت فقیه نیست بلکه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است  . "

این هم حرف دل بسیاری از هم سنگران که کاش و 100 کاش فقط در دادگاه و محافل خود نمی گفتند و در حرف های دل مردم آب کن شان هم اینها را می گنجاندند!

  • نکته خنده دار دیگر دفاعیات گنجی است من باب اینکه نه خیر اصلا هم هدف کنفرانس بر اندازی و مخالفت و ...نبوده و هدف از دعوت ما هم اینها که م یگویید نبوده بلکه ما رفتیم و چنین و چنان کردیم !!!

برای تعیین هدف کنفرانس همان چیزی که آنجا گفته شده بهتراست :"دوستان عزیز باید با حاکمیت ملاها جنگید ، زمان زمان آزادی است ..من فکر می کنم جنبش اصلاح طلبی در ایران قابل اجراست و زمینه های آن فراهم شده است . این کنفرانس فرصت مناسبی است برای بیان دیدگاه ها و چگونگی اجرای دمکراسی در ایران .باید از این فرصت استفاده کرد . اپوزوسیون حاضر در جلسه نیز برای بحث پیرامون این مساله در اینجا گرد آمده اند"!!!!!!

  • قسمت قشنگ ترش در مصاحبه با اشپیگل است در پاسخ به این سوال که آیا همه رفرم گریاان خواهان جدایی دین از سیاست هستند ؟

گنجی:"در یک جامعه مدرن این جدایی امری بدیهی است اگر جامعه مدرن شود این جدایی الزامی است ایران در مرحله تبدیل از دوران پیش از مدرن به عصر مدرن است  "

مصاحبه گر"ظاهر حرفتان قشنگ است ولی در قانون اساسی حاکمیت علمای دین تصریح شده است ؟آیا ایران به قانون اساسی تازه ای نیاز مند است ؟"

گنجی:"در انگلیس نظام پادشاهی حاکم است ولی در عین حال دمکراسی وجود دارد "

مصاحبه کننده :"یعنی رهبر انقلاب در جایگاهی مانند پادشاه قرار می گیرد؟"

گنجی:"حاکمیت ولایت فقیه طبق قانون محدود است شورای نگهبان می تواند وی را کنار بگذارد...."!!

  • البته لازم به ذکر است ایشان علیرغم وجود قرائن موجود از جهت اتهام به رهبری تبرئه شدند و از اتهام دیگر 9 ماه حبس تعلیقی بود که آن هم پس از تجدید نظر تبرئه شدند!!
  • آقای گنجی:

جرم ما دفاع از قرائت رحمانی-انسانی از دین و مخالفت با قرائت فاشیستی و سلطنتی از دین است . ما می گوییم نباید ازدین برای توجیه خشونت و مشروع کردن قدرت مطلقه زمین یاستفاده کرد . وظیفه مومنان دفاع عقلایی از دین برای شنیدنی کردن پیام انبیاء و دلربایی آن از آدمیان است . آنان که بر گنبد دیانت بیرق خشونت نصب می کنند و حریت را به نام شریعت قربانی می کنند پیام روح نواز و عقل ربای انبیا را نا شنیدنمی می کنند و این ظلم بزرگی در حق دین استن . دین آمده تا با چنین ساختاری مبارزه کند....قصد ما اصلاح روایت رسمی دین است به گونه ای که دین با آزادی و عدالت و تنوع و تکثر مدارا حقوق بشر عقلانیت تعارض نداشته باشد(19آبان 79 مجلس)

 

تمام نوشته های من در جهت نفی خشونت دفاع از امنیت و حکومت قانون بوده است .(کدام قانون؟)

 

 

  • گویارهبری در باره کنفرانس فرموده اند"برگزار کنندگان کنفرانس در صدد بودند با این مقامات و با تدارک و دعوت از همه جناحهای مخالف نظام در خارج کنفرانس را به جلسه محاکمه انقلاب  و نظام اسلامی تبدیل کنند و با تبلیغ نا کارامدی نظام اسلامی از زبان دعوت شدگان داخلی از زبان ضد انقلاب هم اینگونه تبلیغ کنند که اصلاحات اساسی تنها با حذف اسلام ولایت فقیه شورای نگهبان و حدود اسلامی از قانون اساسی و یا کلا نوشتن قانون اساسی جدید امکان پذیر است ."

این حرف را بعد از این توضیح ها و بعد از کلی توضیح نانوشته دیگر که می توانید د راین کتاب بیابید م ینویسم ، نه در ابتدای آن ! که همگان تدبیر و حکیمانه بودن سخنان سید نا القائد را به چشم ببینند .

 

  • دیدم در جریان انتخابات دوباره برخی با پررویی اظهار نظر هم می کنند گویا ما سابقه شان را فرموش می کنیم ،گفتم بد نیست نام برخی این شرکت کنندگان را بیاورم :

مهرانگیز کار

خلیل رستم خانی

عزت الله سحابی

سعید صدر

اکبر گنجی

شهلا لاهیجی

شهلا شرکت

خدیجه دینی مقدم

فریبرز رئیس دانا

محمدعلی سپانلو

علیرضا علوی تبار

حمیدرضا جلایی پور

محمود دولت آبادی

جمیله کدیور

منیرو روانی پور