مهمانی فرزندان روح ا...

ما را به ضیافت خود بپذیرید که شما میزبانید و ما مهمان

مهمانی فرزندان روح ا...

ما را به ضیافت خود بپذیرید که شما میزبانید و ما مهمان

تولد یا شهادت

بسمه تعالی 

 

 

تولد یعنی روزی که که تو به دنیا آمدی .... آمدی و جهان را به واسطه کوتاهی هایت شرمنده کردی و عرق شرم بر زمین نشست که یک نفر دیگر به زمین اضافه شدولی سرباز همچنان کم است ... 

لااقل در آخرالزمان این است  

 

 تولد روزی است که برخی  اطرافیانت برای چند دقیقه فکر کنند چگونه م یتوانند موضعی روی همه لحظاتی که ناراحتت کرده اند یک ماله چند ساعتی بکشند و با خرج کردن بخشی از در آمدشان شر ناراحتی تو را از وجدانهای شان کم کنند....  

و عده ای هم خالصانه بهانه بیابند تا به تو یادآوری کنند از صمیم قلب به یادت هستند ....

 

 

 و شهادت یعنی روزی که تو بهانه ای بیابی  تا روی تمام غفلت های دنیایی است ماله بکشی ...و  با خرج کردن تمام داشته ات عذاب فقدان رضوان خداوندی را برای ابد از خودت دور کنی...و کاش همین طور بود ولی مگر خداوند به همین راحتی و بدون رضوان تمام هستی تو را قبول می کند....

  

شهادت یعنی به شوق اقتدای به خون خدا جلو بروی.... 

وحتی ببینی برخی از آنهایی را که خون تو زندگی شان را تغییر خواهد داد ، ببینی که راحت و آسوده نشسته اند ....بی توجه ....ولی بخواهی و التماس کنی که خدا خون تو را لایق بهبود زندگی همین بندگانش قرار دهد. 

 

 

++: یادم به عباس می افتد....قسمتهای آخر سریال شوق پرواز بود...میخواست به ملیحه بگوید با او به مکه نمی رود و قربانی اش را همین جا آماده کرده است...ملیحه گریه می کرد....مردم روی تخت های دور و بر دیزی و کباب می خوردند..آسوده ... 

دلم دود افتاده بود ولی عباس ....

عباس گفت ملیحه ببین مردم را ،‌ببین چه راحت میخورند ...ما باید برویم تا همین ها.... 

می دانم فلسفه شهادت اصلا این نیست  

ولی عباس یاد داد که کم لطفی ها هم انگیزه است نه کم کننده سرعت... 

 

 

اللهم ارزقنا....