X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 18 شهریور‌ماه سال 1388
لانه جاسوسی(۱)

بسم ا... 

اگر درست سادم باشد تازه ترم ۳ بودم که انقلاب برداشتم شنیدم استاد درس اصرار داره سال آخری ها بردارند ولی خوب  خود را از علاقه مندان به این مباحث پنداشتم ... 

بگذریم  ...حرف از قطب زاده شد آن استاد بنده خدا هم شاید به قصد فعال کردن حس کنجکاوی ما گفت این که فیلمهاش با امام هست و چنین و چنان کی می دونه الان کجاست ؟ 

و با گفتن اینکه اعدام شده این کرم تاریخی را انداخت درون وجدان من....و قصه تقریبا از همین جا شروع شد!! 

 بعدا دنبالش رفتم  و به نتیجه هم رسیدم ولی الان هم به نظرم راهش این نبود!!یعنی می شد کمی تا قسمتی بهتر انگیزه مند شوم! یعنی وقتی بعضیها را بی خیالتر از خود می یابم به نظرم کار استادمان به ایجاد شبهه شباهت بیشتری داشت تا انگیزه... 

 باز بگذریم.  امیر انتظام عباس امیر انتظام هم برای من همیشه از این علامت سوال ها بود... 

داشتم کتاب اسناد لانه را با همان چاپ داغان آن روزها می خواندم.....! 

ولی نحوه برخوردها  حرفها خیلی جالب است حیفم آمد لااقل قسمتهایی را نگذارم این هم یک شیوه ایجاد انگیزه است : 

 جالب اینکه این جلد دهم تقریبا تماما درباره امیر انتظام است ، هرچند این نباید باعث شود این کتاب برای کسانی که او را نمی شناسند جالب نباشد ، برعکس این کتاب پاسخ بسیار خوبی است برای همه آنچه من باب دولت موقت ، بازرگان ، یزدی ، امیرانتظام و ...و مهم تر از آن نهضت آزادی شنیدیدم و باز این تهاجم وسیع فرهنگی شروع شد که نخیر اینها دروغ است ، مگر دولت موقت بد بود؟حالا باید اضافه کنم که البته این امیر اتظام است که در فاصله ای تقریبا 9 ماهه(از دی 57 تا مهر58) 120 صفحه اسناد را به خود اختصاص داده و این همه ملاقات به هر بهانه ای با اینها داشته و نباید حسابش را پای بازرگان یا هرکسی نوشت اما این همان است که معاون نخست وزیر (بازرگان)بوده و در مواقعی خیال سفارت را از نظر او هم راحت می کرده است. از یک تاریخی هم که به عنوان سفیر فوق العاده وی به اروپا می رود .

بیایید و به خاطر خدا این اسناد سفارتخانه آمریکا را بخوانید و ببینید تفاوتهای بینشی اینها را با اسلام ، اینها که هستند که هنوز در پی تابو شکنی رابطه دوستانه با استکبار هستند؟اینها همین دست پرورده های این افکارند که به حق در بعضی مواقع خود مامور سفارت از این همه حسن نیت اینها به مقامات آمریکایی تا حدی متعجب می شود!

دیدار های گاه و بیگاه او قبل از ورود امام به ایران به عنوان یک دلال سیاسی در سفارت برای ایجاد روابط خوب ایران و آمریکا بعد از ورود امام ! و ابراز نگرانی هایی از عملکرد روحانیون و مذهبی ها در اطراف امام چه در پاریس چه بعد از ورود امام هم چیزی است که یک نگاه اجمالی به کتاب آنرا به آسانی هویدا می کند!

صفحه 82—(از کاردار موقت ایران به سفارت سوئد)-ما جداگانه اطلاعات مشروحی درباره زندگی امیر انتظام برای شما خواهیم فرستاد. به طور مختصر وی یک ایرانی فوق العاده با نزاکت، مودب و غربی منش است . خیلی زیاد در اینجا محصور انقلابی و پوسته درونی انقلاب است اما به سختی در روش و ظاهر انقلابی به نظر می آید! 

حالا هنوز برای قضاوت راجع به شخص زود است اینها همه اش نقد فکری وی بود، نقد خلا عقیدتی که در آن زمان در نیروهای ملی بوده وهنوز هم هست ، اگر چه خود را مذهبی هم بدانند، یک سرباز وقتی نام مقدس مذهب را به خود می گیرد که لااقل مفاهیم اولیه قرآنی اعتماد نکردن و دوستی نکردن و همدست نشدن به دشمن برایشان حل شده باشد ، این چیز قدیمی نیست این روزها هم اینگونه تفکرات کم نیستند،

مثلا بارها وبارها انتظام بعد از ورود امام هم درخواست مبادله اطلاعات (مبادله نه صرفا دریافت!) اطلاعات را دارد که در یکی از بخش ها می خوانیم :

ما با مخالفت کیو با انتظام در مورد تماس دائم در تهران برای مبادله بدون وقفه اطلاعات موافق هستیم و آمدن مامور اطلاعاتی از واشنگتن به مخفی کاریها و پوششهای اینجا کمک خواهد کرد

بالاخره اخطارهای جاسوسی(دقیقا با همین ترجمه )و نامه های سفارت هم تاییدی بر خیانتها که اینها هیچ گاه به ما رحم نمی کنند و هرکه اینطور بخواهد با اینها دوستی کند نه تنها بار خود را سنگین می کند بلکه کشورش را در خطر بزرگی می گذارد . 

 

 --------

کاش می شد نشنویم باز هم دوباره بعد از سی سال دخالتهای آنچنانی سفارتخانه ها -بخوانید جاسوسخانه ها را-چه کسی فراموش می کند تماسهای مکرر از درون تحصن مجلس ششم را به سفارتی ُ‌اصلا آن دروغ بوده است چه کسی فراموش می کند حضور (و نه حتی دخالت غیر مستقیم به تنهایی)کارمندان سفارت روباه را چه کسی فراموش می کند آموزش ها را بودجه ها را حالا هی می گویند اعترافها درست نیست ...بابا ما به اعترافات چه کار داریم مگر کوریم ؟ آنها هم خسته نباشند(جوانها را نمی گویم لیدر هایشان منظور است)حالا که گیر افتاده اند توضیح واضحات بدهند .... 

هرچند طبق معمول خودشان گرمند و نمی فهمند ...ما می فهمیم که بیخود می گویند!!