X
تبلیغات
رایتل
جمعه 2 مرداد‌ماه سال 1388
مقاله ای از کسی که خودشان هم قبولش ندارند....

بنام حق


می شود یک کاری کرد، حرف هر کسی را بزرگ کرد هرچند واقعا حرف درستی نباشد ، هر آدمی را بزرگ کرد هرچند بزرگ نباشد ....فقط برای اینکه به هوای خود رسید ...

نمی دانم شاید هم بی دقتی شخصی است و اطرافیان سوءاستفاده می کنند ، ولی آخر این همه بی دقتی تا کجا؟و به چه قیمتی؟

مقاله ای زده بود روزنامه ای بچه های دانشگاه هم یکی نوشت ما هم جواب دادیم گفتیم شاید بد نباشد اینجا هم بگذاریم .


اصل بحث و جواب آن در ادامه مطلب




توحید سیاسی


جهت‌گیری اصلی پیامبران دعوت به توحید و نفی بت‌پرستی بوده است. دینداران معتقدند که مخاطب این دعوت همه انسان‌ها، در همه مکان‌ها و در همه زمان‌ها بوده‌اند. از این رو دینداران موظفند توحید و بت‌پرستی را به گونه‌ای تعریف کنند که فرازمان و فرامکان بوده و در هر زمان و مکانی مصداق مشخص خویش را پیدا کند. اگر کسی بت‌پرستی را به معنای پرستش مجسمه‌های چوبی و سنگی موجود در میان قبایل و اقوام گذشته تعریف کند و تنها همان را مصداق بت‌پرستی بگیرد، پیام دین را از جاودانگی که مدعی آن است تهی ساخته. اما اگر معنا را با انتزاع ویژگی‌های مشترک مصادیق مشخص کنیم به تلقی بهتری از پیام دین دست خواهیم یافت. بت‌پرستی یعنی مطلق تلقی کردن امر نسبی، نامحدود تلقی کردن امر محدود و نامتناهی فرض کردن امر متناهی. امر محدود نسبی و متناهی می‌تواند مصادیق گوناگون داشته باشد. گاه ممکن است انسان برداشت‌ها و فهم خویش را از باورهای دینی که به دلیل انسانی بودنش نسبی و ناقص است مطلق و کامل تصور کند و به این ترتیب در بت‌پرستی سقوط کند. گاه یک نهاد اجتماعی ساخته بشر به بت تبدیل می‌گردد و زمانی یک نظام سیاسی خاص.توحید یعنی گشودگی ذهنی و وجودی در برابر امر نامحدود، ماورایی و متعالی. به همین دلیل است که زندگی مومنانه و موحدانه مستلزم نگاهی انتقادی است به همه عناصری که ساخته دست بشرنداما مدعی جاودانگی و مطلق بودن هستند. ایمان دینی هم در حوزه اندیشه و هم در حوزه‌های زندگی مستلزم نفی مطلق‌گرایی و اختصاص دادن امر مطلق به خداوند متعال است. توحید یادآوری این نکته است که هر آنچه محصول فرآیندهای بشری است در معرض اصلاح و تجدید دائم قرار دارد و تنها یک نامتعین متعال و مطلق وجود دارد.سیاست از جمله زمینه‌هایی است که بسیار سریع می‌تواند، بسترساز بت‌پرستی گردد. نظام‌های سیاسی و اجتماعی مایلند خود را مطلق و متعالی جلوه دهند و از این طریق اطاعت و تبعیت مردم را به دست آورند اما هر آزاداندیشی نیک می‌داند که در دنیای انسانی هر نظام اجتماعی و سیاسی به دست انسان‌ها و از طریق عمل هدفدار آنها شکل می‌گیرد. نظام‌های اجتماعی و سیاسی معطوف به امور نسبی، عادی و روزمره‌اند و نباید به آنها تقدس بخشید و با سوءاستفاده از زبان دینی آنها را به منزله امری مطلق و غیرقابل تغییر جلوه داد. مقدس تلقی کردن یک وضعیت سیاسی یعنی خارج کردن آن از حوزه چون و چرا و نقد و بی‌عیب و نقص پنداشتن آناین کار معنایی جز «بت‌پرستی سیاسی» ندارد. چگونه می‌توان از بت‌پرستی سیاسی اجتناب کرد؟ رها شدن از چنگال بت‌پرستی سیاسی چندان دشوار نیست! باید از فوق چون و چرا پنداشتن رفتار و تصمیم‌های زمامداران پرهیز کرد! باید اجازه داد تا مردم و منتقدان برمبنای معیارهای کلی چون برابری، آزادی، همبستگی و اخلاق به نقد فرآیندها و رفتارها و نهادهای موجود بپردازند! باید امکان تنوع و چندگونگی را در جامعه پدید آورد! باید از مطلق کردن خویش پرهیز کرد! همان طور که در همیشه تاریخ متداول بوده است، دعوت به توحید و پرهیز از بت‌پرستی به راحتی مورد پذیرش آنها که از تداوم وضع موجود و استقرار نظم جاری فایده می‌برند، قرار نمی‌گیرد. منافع در پوشش جذاب از ارزش‌ها و باورها پنهان می‌شوند تا توجیه‌کننده برخورداری گروهی اندک از ثروت، قدرت و منزلت باشند. اما به گواه همان تاریخ پیام توحید زود جای خود را در میان محرومان از قدرت، ثروت و منزلت باز می‌کند بت‌پرستی سیاسی و نگاه به افق نامتناهی و نامتعین جایگزین می‌گردد! 


علیرضا علوی‌تبار


منبع: اعتماد ملی




بنام خدا

 

حاشیه ای به فرمایشات حقیقتا بی بدیل آقای علوی تبار

 

  • کلمه الحق یراد بها باطل ، به نظر نمی رسد اگر آقای علوی تبار طبق معمول واژه شیک و جدید"توحید سیاسی"را راه نینداخته بودند تا به واژگان خیلی خیلی های کلاس برخی اضافه شود ، حرف خیلی ساده و پیش پا افتاده ای بود که اگر کسی در یک جمع علمی با حضور هر یک از همین باصطلاح روشنفکرهای دینی میزد بدجوری با آن برخورد می شد!!به هر حال توصیه می کنم  در این رابطه حتما خطبه 40 نهج البلاغه را ببینید . ایشان ، آقای علوی تبار، که زمان حضرت زنده نبوده اند؟!!

 

 

  • راستی نویسنده متوجه نشد ، انگار مغلطه ای صورت گرفته ، چه شد به بت رسیدیم ؟

اولا مگر همیشه معصوم برای اطاعت در محدوده ای لازم است ؟مثلا حد مادر معلوم است و اطاعت از او واجب ، کسی هم حق ندارد به مادرش بگوید شما بالای چشمتان ....مادر بت شده است ؟

 

یا به ما گفته اند تو یا خودت برو بشو ختم دین ، از خودت تقلید کن یا اینکه رساله را باز کن و وقتی گفت خون تخم مرغ پاک است خیلی نمی خواهد فسفر بسوزانی بخور، حالا اگر بنده با عقل خودم فهمیدم که نه خون نجس است و نباید خورد چه ؟ خوب معلوم است همچنان باید تقلید کنم و بخورم ، چون جسارتا آن مرجع هم همین مخ بنده را که دارند و این حکم خون را هم می دانند ولی بعلاوه اینها چیزهای دیگری هم  می دانند که حکم داده اند . حالا خیلی برای من جالب است بدانم چرا؟ زحمتش یک سری به قم زدن و دیدار عالمان و شاگردانشان است . این مرجع تقلید هم که بت نیست ؟

کلا اطاعت و یا علم به درستی برخی چیزها به خاطر علم بیشتر و یا به وبه طور کلی سطح بالاتر گوینده آنها هیچ ربطی به بت شدن و ....ندارد .

بعد هم اصلا بگو یک روزی  همین آقای مرجع تقلید اشتباه کرد ، خوب اولا تو از کجا می فهمی؟ مگر با جزئی از معلومات می توان بر قسمت بزرگتری از آن  احاطه داشت ؟ خوب با این حال خدا که می فهمد ولی  به هردوی شما اجر می دهد اما می گوید دیدید گفتم شما امام معصوم می خواستید پس دعا کنید .در این بحث هم همین است .

 

  • آقای علوی، لازم نیست خیلی شور کنیم ....کمی آهسته ،تیشه ای را که برای خورد کردن بتی به نام خمینی برای نجات اسلام برداشتید چند لحظه به زمین بگذارید تا چند کلمه صحبت کنیم ! موضوع اینقدر ساده بود و ما نمی دانستیم ، خوب شد گفتیدها وگرنه ما و یک جمعیت وسیعی از علما و روحانیون(از امام و آقای بهجت بگیر تا آقایان جوادی و ...)که اتفاقا، سرکار بودیم و بت می پرستیدیم !حتی آقای منتظری هم .

خوب اینطورها هم که نیست ، نویسنده در خاطر دارد  در جایی صحبت بود از نسبت دین با مدرنیته، در پنلی که مربوط به تطبیق(امکان و ضرورت تطبیق) ایندو با هم بود این آقای علوی تبار چنان پیش رفت که آقای کدیور که مثلا آمده بود تا همین نظر را بدهد بیشتر وقت خود را صرف پاسخگویی (بخوانید شبه مخالفت!)با ایشان بکند که نه، دیگر  اینطورها هم که شما می گویید نیست !

کلا نقدی که به تفکر ایشان وارد است اغلب همین است ، که سریعا چنان مطالب اسلام را از ریشه می زنند که دوستان نو اندیش هم قبول ندارند!

نمی دانم ایشان واقعا همین قدر از متون و جواب های نسبتا ساده حرف هایشان نا آگاهند یا  همواره با یک یا حتی چند قدم جلوتر از همه رفتن می خواهند راه را باز کنندو تابو بشکنند و یابه اصطلاح به مرگ بگیرند تا مخاطبان به تب راضی شوند؛ یعنی در این شرایط من به شخصه کسی(عالمی) را نمی شناسم که بگوید ولی فقیه آری، اطاعت نه!! هر انتقادی هم که هست لااقل اینجا نیست . چون برای مدیریت یک مهد کودک هم اطاعت لازم است اینکه از اصول موضوعه مدیریت است . حالا سیاست هم یک شاخه نسبتا مهم از این محدوده وظایف رهبر است

 

·        خوب البته ، نظر ایشان را می توان شنید، صد البته با سابقه گروه همین چند هفته مسلم است که علما برای همه چه اهمیت ویژه ای دارند، خوب باید هم داشته باشند سالهایی که دوستان این طرف و آن طرف می چرخیدند علامه طباطبایی نقطه های نوشته هایش را بعدا می گذاشت تا 3 ثانیه در هر صفحه در وقت صرفه جویی کند تا با افزایش وقت برای مطالعه و صد البته امور عبادی بشود علامه طباطبایی! یا همین آقای جوادی آملی، امام خمینی . اگر بحثی سر مطلقه بودن توی دهن بعضی ها هست اصلا مطلقه به این معنایی که آدم گاه در جامعه می شنود نیست ! ما که اهل علما هستیم چرا به اینجا که می رسد دیگر ولایت فقیه مورد نظر علامه را نمی آوریم ، چرا به اینجا که می رسد نظر آقای جوادی را نمی آوریم که نه، قانون به تنهایی فصل الخطاب نیست و ضمانت  اجرایی (قبل ازرسیدن به قضا و در مرحله پذیرش )ندارد، این جامعه ره بر دارد ومعلوم است که کلام او فصل الخطاب است .چرا اینها را نمی نویسیم ،

قحط الرجال بود برای نقل قول؟ این آقا را خود آقای کروبی هم قبول ندارد ...یعنی با آنچه ادعا می

کند....

 

·        ببینید پیغمبر زیاد است 124000عدد کمی نیست با این حال جرجیس پیدا کردن هم کاری ندارد،ورای همه اینها  احساس می شود کلی سوال من باب بحث ولی فقیه هست ، که باید هم باشد ، اگر نباشد نه ولایتی بودن ارزشی دارد نه نبودن ...پس چرا روی آن وقت جدی نگذاریم و هی ابهامات خود را در پس افراد معلوم الحال یا اصلا مجهول الحال پنهان کنیم و دست آخر هم به جایی نرسیم ؟  

 

 

·        قصد اصلا بی احترامی به کسی یا تمسخر یا ....نیست ، اگر حاشیه ای هست برای اضافه شدن مزاحی من باب آسان تر فهمیدن منظور نویسنده است و این ها هم به صورت reply ارسال می شود تا ارتباط با نوشته قبلی حفظ شود وگرنه کمال احترام و تشکر از شروع مباحث مطروحه را از نویشندگان اولیه دارد .

 

و من ا...التوفیق