پنج‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1387
بسم الله

دیروز آقای حاج ابراهیم در مسجد دوباره گفت که آقا هی نگویید قبر شهید ، مزار است اینها.

وآری زیارت گاه عاشقان و عارفان است.....

اصلا به قول آقای پناهیان اتشتباه کردیم از اول عزیزانمان را بردیم در قبرستان که بعضی فکر کنند اینها واقعا قبر است...

واقعا بدون غلو کردن ، الان مگر کسی فکر می کند که مرده ای در دانشگاه هست؟ من که دیروز کاملا حس می کردم 5 تا از عزیزترین کسانم در صحن نشسته اند .هربار که می خواستم از دانشکده بیرون بیایم نمی توانستم امتداد نگاهم را به سمتشان نکشانم ..

خودم هم نمی دانم چه حس علاقه ای به آدم هایی که حتی عکسشان را هم ندیدم دارم . من نه فکر می کنم خیلی ها اینطور باشند...

---------------- 

 

تبلیغات خیلی مهم است . همین اسماعیل سلمان پور را که در پست های قبل معرفی کردم! چنان مظلوم و بی گناه جلوه می دهد که .....  

 

اگر در جریان حضور یک سفیر ارو.پا به ایران 1 نفر هم چنین رفتار های تند و وحشیانه ای کرده بود . مسئولین عکس العمل نشان نداده بودند همه این آقایان صدایشان در می آمد که پس این نیروهای مسئول کجایند(البته اگر در زمان رئیس جمهور مورد علاقه شان بود! وگرنه بعضی دولتها را غریبه می دانند!برای ما که فرقی ندارد میزان رای ملت است.) 

حالا بطری پرت کرده اند . زده اند (دختر هایشان هم که بد جوری می زنند و جیغ و ویغ می کنند!) فحش داده اند ، هو کرده اند ،  

چه می گویند؟ می پرسند چرا نگذاشتید مراسم را خراب کنیم ؟ چرا نگذاشتید به تابو تها حمله کنیم ؟ و به جوانانی که خونشان را داده اند هتک حرمت کنیم ؟! 

 

البته نه آنطور که از شعارهای روز آخرشان بر می آمد انتظارات بزرگتری داشتند چرا نمی گذارند نظام و کشور را به هم بزنیم و به دست بگیریم و فاتحه اسلام و شهید و ...بخوانیم ! 

 

واقعا دستتان درست ! دوستان بسیجی و غیر بسیجی فداکار که انواع بد و بیراه را خوردید و برای حفظ آرامش تا خطری شهدا را تهدید نکرد سکوت کردید.